شعر را زندگی کن
خلوتی با نسیمی

شمارهٔ ۲۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من ز عشق یار نتوانم به جان بازآمدنزانکه هست آیین من در عشق جانباز آمدن
۲
تا بسوزم ز آتش عشق رخش پروانه وارگرد شمع روی او خواهم به پرواز آمدن
۳
هر که را در عشق جانان ناله دلسوز نیستکی تواند با نوای عشق دمساز آمدن
۴
جان بباید داد در عشق غمش تا چون صبابا سر زلفش توانی محرم راز آمدن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth