شعر را زندگی کن
خلوتی با نسیمی

شمارهٔ ۲۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عاقل دانا بیاب آیت سحر مبینچشم خرد باز کن در رخ یارم ببین
۲
مصحف حق روی اوست حبل متین موی اوستبیخرد و گمره است هر که نداند چنین
۳
کیش من و دین من روز جزا این بودکافر بیدین بود هر که ندارد یقین
۴
خط رخت بی گمان خامه ایزد نوشتهست یقینم درست، نیست گمانم در این
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth