شعر را زندگی کن
خلوتی با نسیمی

شمارهٔ ۲۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روی خداست ای صنم روی تو، رای من ببینوز رخ همچو مصحفت فال برای من ببین
۲
یار به عشوه خون من خورد و حلال کردمشجور و جفای او نگر، مهر و وفای من ببین
۳
نافه مشک چین اگر با تو دم از خطا زندروی سیاه را بگو زلف دو تای من ببین
۴
(پیش تو بر زمین چو زد مردم دیده اشک راگفت به اشک پهلوان، مشک سقای من ببین)
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth