شعر را زندگی کن
خلوتی با نسیمی

شمارهٔ ۲۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ماه اگر خوانم رخت را، نیست مه تابان چنینسرو اگر گویم قدت را، راستی هست آن چنین
۲
خلقت جان از ازل بود از لب شیرین تودر جهان زان شد به نزد خلق شیرین جان چنین
۳
آفرین بر زلف و بر خالت که در عالم جز اوهندویی نگرفته باشد روم و ترکستان چنین
۴
بشکند بازار حور و طوبی آن ساعت که توبی نقاب آیی به باغ روضه رضوان چنین
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth