شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۸۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای هرشکنی از سر زلف تو جهانیوی هر سخنی از لب جان‌بخش تو جانی
۲
نه هیچ فلک دید چو تو بدر منیرینه هیچ چمن یافت چو تو سرو روانی
۳
خورشید که بسیار بگشت از همه سویییک ذره ندیده است ز وصل تو نشانی
۴
یک ذره اگر شمع وصال تو بتابدجان بر تو فشانند چو پروانه جهانی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth