خلوتی با ادیب الممالک
شمارهٔ ۴۴
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این نبینی که چو هنگام بهار آیدشاخ خرم شود و غنچه به بار آید
۲
نک بهار آمد و خندید گل سوریکه بخندد گل سوری چو بهار آید
۳
همچنان مریم گلها شود آبستنهمچنان عیسی گل بر سر دار آید
۴
گل چو زیباصنمان چهره بیارایدمرغ دلشیفته او را بکنار آید
صفحهٔ ۱ از ۲۸