خلوتی با ادیب الممالک
شمارهٔ ۴۵
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز آمدن فرودین و رفتن اسفنددلها خرم شد و روانها خرسند
۲
گلها افروختند آتش زردشتمرغان آموختند ترجمه زند
۳
ابر ببالای خاک لؤلؤ تربیختباد فراز زمین عبیر پراکند
۴
سبزه تر فرش نو بخاک بگستردلاله همه ناف خود بنافه بیاکند
صفحهٔ ۱ از ۹