خلوتی با ادیب الممالک
شمارهٔ ۱۰۷
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برآمد بامدادان مهر روشنبه پهنای فلک گسترد دامن
۲
چو ترکی آتشین رخ بر نشستهفراز صحن دیبای ملون
۳
برآمد آفتاب از چرخ گردونچنان آتش که می بجهد ز آهن
۴
کواکب جملگی گشتند مستورز شرم طلعت خورشید روشن
صفحهٔ ۱ از ۱۹