شعر را زندگی کن
خلوتی با ادیب الممالک

شمارهٔ ۱۱۲

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همی بداد زر و گنج سیم وی بخریدکه سیم ساده گران بود و زر ناب ارزان
۲
بسان روح روانش کشید اندر برز ملک روم شد اندر صف حجاز روان
۳
نخست خواست که آهن دلی کند لیکنبکوفت با زر، آن، سیم ساده بر سندان
۴
ز بیم آنکه ملامت همی کنند قریشورا بخویش پسر خواند و برد در ایوان
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth