خلوتی با ادیب الممالک
شمارهٔ ۱۱۳ - چکامه
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وقت خروش خروس و بانک مؤذنچون صف سیاره شد درون مواطن
۲
گفتی سالار مور گفته به مورانایتهاالنمل ادخلوا بمساکن
۳
گشت بگاه سپیده دم شد شب تاریکپیری تیره رخ و سپیدمحاسن
۴
دمبدم آن سنبلش سپید همی شدتا همه تن شد سپید ظاهر و بین
صفحهٔ ۱ از ۱۶