شعر را زندگی کن
خلوتی با ادیب الممالک

شمارهٔ ۱۲۴ - قطعه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از دو چشمم آب یکسر گشته جاری خون ز یکسودست و پایم بسته دین از یکطرف قانون ز یکسو
۲
قامتم را کوژ دارد خون دل از دیده باردآن قد موزون ز سوئی و آن رخ گلگون ز یکسو
۳
بسته عهد اتفاق اندر پی تاراج دلهاغمزه جانان ز سوئی گردش گردون ز یکسو
۴
دست و پیمان داده با هم بر سر ویرانی مااختر کجرو ز سوئی طالع وارون ز یکسو
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth