خلوتی با ادیب الممالک
شمارهٔ ۱۳۲ - المطلع الرابع
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا میر خون دشمنان بر خاک هیجا ریختهمریخ را از هیبتش در زهره صفرا ریخته
۲
تیر فلک بر خط او بنوشته نقش عبدهوز شرم دستش آب جو از دیده دریا ریخته
۳
تیرش قد شیر ژیان خم کرده مانند کمانتیغش ز شکل دشمنان ترکیب جوزا ریخته
۴
تا امر شه را متصل بنوشت طغرایش سجلدانش روان فرهنگ دل بر نقش طغرا ریخته
صفحهٔ ۱ از ۳