خلوتی با ادیب الممالک
شمارهٔ ۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ازین مکتوب دانستم که دلدارم غمی داردچو زلف خود شبی تاریک و روز درهمی دارد
۲
چرا نالد ز غم ماهی که بر تخت شهنشاهیز جم جام، از خضر لعل، از سلیمان خاتمی دارد
۳
نفرساید ز فرعون آنکه در جیش ید بیضانیندیشد ز جادو آنکه اسم اعظمی دارد
۴
اگر غم فی المثل افراسیابستی چه باک آنراکه اندر لشکر حسن از محبت رستمی دارد
صفحهٔ ۱ از ۴