خلوتی با ادیب الممالک
شمارهٔ ۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از خاک ری در گوش جان آواز اقدس میرسدبانگ انااللهی از آن ارض مقدس میرسد
۲
گرچه نیارد یاد من آن لعبت آزاد مناز دوریش فریاد من بر چرخ اطلس میرسد
۳
تا رفتم از آن گلستان کردم وداع دلستانزخمم به دل نیشم به جان از خار و از خس میرسد
۴
در محبس هجرش منم کز اشک تر شد دامنماز قسمت جان و تنم زندان و محبس میرسد
صفحهٔ ۱ از ۳