خلوتی با ادیب الممالک
شمارهٔ ۷۰ - مرثیه
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نوجوان مرا فلک خونِ دل ریخت در ایاغنونهال مرا سپهر کند از بن به طرف باغ
۲
شمعی افروختم که گشت روشن از نور او جهانناگهان صرصری وزید کرد خاموش آن چراغ
۳
ای فقید کمال و فضل ای شهید سنان غماز غمت دیده پر ز اشک بیرخت سینه پر ز داغ
۴
در عزای تو قامتم گشت خمیده چون کمانوز فراق تو روز من شد سیه همچو پر زاغ
صفحهٔ ۱ از ۲