شعر را زندگی کن
خلوتی با ادیب الممالک

شمارهٔ ۷۸ - حکیم دانا میرزا ابوالحسن جاوه فرماید:

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ملک درویشی نه پنداری که بی لشکر گرفتماین ولایت من بآه خشک و چشم تر گرفتم
۲
من بحول و قوه خود می نکردم این عفیفیبل بعون حق عنان نفس شهوتگر گرفتم
۳
بود در سر نخوتم هر چند کوشیدم بنیرونخوتم زایل نشد تا آنکه ترک سر گرفتم
۴
بود جانم کودکی حرصش پدر مامش طمع منهم بجهدش زان پدر وز چنگ این مادر گرفتم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth