شعر را زندگی کن
خلوتی با ادیب الممالک

شمارهٔ ۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نادیده چنان مست تمنای تو گشتمکاول قدم از عمر گرانمایه گذشتم
۲
اندر طلب روی تو در دوزخ محنتچون عابد گریان پی نادیده بهشتم
۳
حسن تو چنان کوس طرب کوفت در آفاقکز بام درافتاد به غوقای تو طشتم
۴
خاک رهت از خون بصر گل کنم امروزکز این گل پاکیزه سر شیشه سرشتم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth