خلوتی با ادیب الممالک
شمارهٔ ۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دامن دل ز کف صبر رها میبینمهرکه عاشق شده داند که چهها میبینم
۲
تا درخشید رخ بدر من از مطلع حسنشمس روشن بر رویش چو سها میبینم
۳
صنما چون و چرا با من مسکین بگذارکه دلم فارغ ازین چون و چرا میبینم
۴
غیر حرمان تو هر درد که رانی به دلمخویش را در ره تسلیم و رضا میبینم
صفحهٔ ۱ از ۳