خلوتی با ادیب الممالک
شمارهٔ ۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرد چو باشد به وقت کار هراسانمشکل گردد ورا به دیده هر آسان
۲
عزم درست و دل قویت چو باشدکوه توانی همی بسفت به پیکان
۳
باید دل ساخت ز آهنی که نگردددستخوش امتحان و آژده سوهان
۴
مشت چو سندان اگر نداری هرگزمی نتوانی نواخت مشت بسندان
صفحهٔ ۱ از ۱