خلوتی با عطار
قصیدهٔ شمارهٔ ۹
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر گذر ای دل غافل که جهان برگذر استکه همه کار جهان رنج دل و دردسر است
۲
تا تو در ششدرهٔ نفس فرومانده شدیمهره کردار دل تنگ تو زیر و زبر است
۳
عمر بگذشت و به یک ساعته امید نماندهمچنان خواجه در اندیشهٔ بوک و مگر است
۴
چند بر بوک و مگر مهره فروگردانیکه تو بس مفلسی و چرخ فلک پاک بر است
صفحهٔ ۱ از ۱۰