شعر را زندگی کن
خلوتی با ادیب الممالک

شمارهٔ ۱۸۸ - شکایت از روزنامه نگاری خود

مقطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خدایگان من از حال بنده بیخبریکه بر تنم چه رسید از غم زمانه همی
۲
ز غره رجب الفرد تاکنون شب و روزبه پیش تیر بلا شد تنم نشانه همی
۳
زمانه بسکه زافلاس و فقر و نوبه و تبنواخت بر سر من چوب و تازیانه همی
۴
دلم سراچه غم شد چنانکه پنداریکه مرغ غم بدلم بسته آشیانه همی
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth