شعر را زندگی کن
خلوتی با ادیب الممالک

شمارهٔ ۱۸۷

مقطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خدایگانا تا کار ملک راست کنیبپاستادی و دیری ز پای ننشستی
۲
ز بس که رنج کشیدی به روزگار درازفسرده شد دل و روشن روان خود خستی
۳
زریر گشتت گلنار و کوژ شد قد سروز بس که در ره دولت، چونی، کمر بستی
۴
کنون چو شاخ گل اندر کنار جوی برویکه همچو سرو ز آسیب مهرگان رستی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth