شعر را زندگی کن
خلوتی با آذر بیگدلی

شمارهٔ ۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سوخت دل، اما غبار کینه از کس برنداشت؛حیرتی دارم ازین آتش که خاکستر نداشت!
۲
دوش در بزم تو دیدم غیر را و، زنده ام؛این قدر هم صبر از من هیچکس باور نداشت
۳
شب فرستادم ز سوز دل، بکویش نامه هاروز دیدم هر طرف مرغی که بال و پر نداشت
۴
بود خلقی آگه از قتلم، که در بزم تو دوش؛کم کسی میدید سوی من، که چشم تر نداشت!
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth