خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نهم به پای کسی سر، که سر نهاده به پایتکنم فدای کسی جان، که کرده جان به فدایت
۲
برآ، برای خدا، همچو مه به بام و نظر کنببین چگونه مرا میکشند زار برایت؟!
۳
نشسته گرد ملالم به چهره بیتو و، ترسمگمان برند که رخ سودهام به خاک سرایت!
۴
مکن حذر کسی، گرچه از غرور جوانیتو غافلی ز خدا، من سپردهام به خدایت
صفحهٔ ۱ از ۲