شعر را زندگی کن
خلوتی با آذر بیگدلی

شمارهٔ ۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کجا روم؟ که اگر باشدم ز دست شکایتشکایتی است که دارد ز شه گدای ولایت!
۲
همیشه با سگ کویت جفای غیر شمارمچو دوستی که ز دشمن کند بدوست شکایت
۳
چو دوست با تو بود دوست، از گنه چه تزلزل؟!چو خواجه بر سر لطف است، بنده را چه جنایت؟!
۴
تو خواجه ی من و من بنده ی تو، لیک چه حاصل؟!مرا فراق تو کشت و، ندیدم از تو حمایت!
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth