شعر را زندگی کن
خلوتی با آذر بیگدلی

شمارهٔ ۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفتمش حرفی و امید که در گوشش بادو آنچه از من نشنیده است فراموشش باد
۲
آنکه زد طعنه ی بیهوشیم از دیدن اوچشم او، راهزن قافله ی هوشش باد
۳
آن قصب پوش جوان، کز ستمش دم نزنمشرمی از طاقت پیران خشن پوشش باد
۴
گفت، دیروز: شب آیم ببرت؛ آمد صبحشرمی امروز ز دیر آمدن دوشش باد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth