خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم، تاب تغافل، طاقت آزار هم دارد؛ننالد زیر تیغت، صبر این مقدار هم دارد
۲
ز حرف دوستی افتادم از چشمش، عجب دارم؛که این رنجش که از من غیر دارد، یار هم دارد!
۳
دل از آه طبیبم شاد شد، کش سوخت بر من دل؛ندانستم که غیر از من دگر بیمار هم دارد
۴
برآمد گل، نخواهم شد ز باغ ای باغبان؛ گیرمدرش بستی، نه آخر رخنه ی دیوار هم دارد؟!
صفحهٔ ۱ از ۲