خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشقم و، عشق من زوال نداردرفتنم از کویت احتمال ندارد
۲
وای بحالم، ز بیکسی که بکویتهیچکسم آگهی ز حال ندارد
۳
چون ندهم تن بدوری تو، که از پیروز فراقت، شب وصال ندارد
۴
کام دل، از نخل قامت تو چه جویم؟!خیر به جز حسرت، این نهال ندارد!
صفحهٔ ۱ از ۲