خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۱۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ایزد سرشته هر دل از آب و گل دگرباشد مرا دل دگر، او را دل دگر
۲
دارم شب وصال تو، حسرت بروز هجرجز رشک نیست وصل تو را حاصل دگر
۳
لیلی، اگر بجای دگر رفت محملشمجنون نمیرود ز پی محمل دگر
۴
پیش تو آورم ز غم ار مشکلی، فغانکاسان نکرده پیش نهی مشکل دگر
صفحهٔ ۱ از ۳