خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۱۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیتو چو می در قدح ریزم و شکر به جامخون بود آن در جگر، زهر شود این به کام
۲
قد چو فرازی به باغ، رخ چو فروزی ز بامسروی و سرو بلند، ماهی و، ماه تمام!
۳
بر سر کویت مریز، خون مرا کی رواستکشتن صید حرم، خاصه به بیت الحرام؟!
۴
روز و شب از شوق وی، بر سر راهم که کی؛قاصد فرخندهپی، آید و آرد پیام
صفحهٔ ۱ از ۳