شعر را زندگی کن
خلوتی با آذر بیگدلی

شمارهٔ ۱۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نکهتی امشب از آن زلف دوتا می‌خواستماین قدر همراهی از باد صبا می‌خواستم
۲
من که اکنون، رخصت نظاره‌ام از دور نیستساده‌لوحی بین، که در بزم تو جا می‌خواستم؟!
۳
نیست آذر خوارتر از من کسی در کوی اواین سزای من، که از خوبان وفا می‌خواستم
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth