خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۱۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر نه احتراز از شادی اغیار میکردمبه هرکس میرسیدم، شکوهای از یار میکردم
۲
ز من، بیرحمیات کس نشنود؛ چون پیش ازین مردمتو را بیرحم میگفتند و، من انکار میکردم!
۳
به امیدی، که فردا پیش او گویند حال منبه آه و ناله دوش احباب را بیدار میکردم
۴
خوشا روزی که چاک سینهٔ اهل محبت راچو میدیدم، خیال رخنهٔ دیوار میکردم
صفحهٔ ۱ از ۲