خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۱۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش آنکه از غم دل، حرفیش گفته باشم؛حرفیش گفته باشم، حرفی شنفته باشم
۲
خواهم ز بخت بیدار، روز و شبی که با یارتا شب نشسته باشم، تا روز خفته باشم
۳
چون میکشیم باری، جرمم بپرس؛ شایدکاری نکرده باشم، حرفی نگفته باشم
۴
چون سرمه ی سلیمان، آذر کشم بدیدهزان آستان بمژگان گردی که رفته باشم
صفحهٔ ۱ از ۱