خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۱۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما به خلد از سر کویت به تماشا نرویمبه تماشا برود گر همه کس، ما نرویم
۲
تا گل روی تو، در شهر تماشاگه ماستبه تماشای گل از شهر به صحرا نرویم!
۳
دوستان، دوست ازین مرحله رفت و، ز پیشرفت دل؛ ما برویم از پی او یا نرویم؟!
۴
میهمانیم درین خانه به امّید وفاروی درهم مکش ای سستوفا، تا نرویم
صفحهٔ ۱ از ۲