خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۱۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرش این جفاست امسال، همان بیار گویمسخنی که پاس یاری نگذاشت پار گویم
۲
نشود دریغ یک دم تهی از رقیب بزمتکه غم نهانی خود، بتو آشکار گویم
۳
ننشست روز وعده نفسی و، رفت عمدانگذاشت سرگذشت شب انتظار گویم
۴
بودم فزون ز عالم، غم روزگار؛ اماغم یار کی گذارد؛ غم روزگار گویم؟!
صفحهٔ ۱ از ۲