شعر را زندگی کن
خلوتی با آذر بیگدلی

شمارهٔ ۱۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گدایان را، هوای بزم سلطانی و، سلطاناننشانده بر در دولت سرا، بی‌رحم دربانان!
۲
نشسته جان‌فشانان بر سر راهش من و، ترسمکه از من بگذرد با غیر، بر من دامن‌افشانان
۳
مرا عهدی است با خوبان، بسی محکم؛ چه سود اماسر و کارم کنون افتاده با این سست‌پیمانان!
۴
زنند اهل ریا بر میگساران طعن و، در محشرشوند آلوده‌دامانان، جدا از پاکدامانان
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth