خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۱۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من و دردت، که درمان من است این؛چه درمان؟ راحت جان من است این!
۲
من و افغان، دلت گر مهربان شد؛که از تأثیر افغان من است این!
۳
زدم دستش بدامان، گفت از ناز:بکش دستت، که دامان من است این
۴
نهان از زخم تیرش مردم، امانگفتم کار جانان من است این
صفحهٔ ۱ از ۲