خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۱۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که به خون من شدت، ساعد نازنین فرودست فشان، که ریزدت خونم از آستین فرو
۲
برده لبت ز شهد و مل، تلخی کام جزو و کل:تا ز تبسمت به گل میچکد انگبین فرو
۳
شکر خط سیاه را، منع مکن نگاه را؛تا نگرفته ماه را، هالهٔ عنبرین فرو
۴
هر که شبی به خوابگه، دید عیان رخت چو مهگفت که: ماه چارده آمده بر زمین فرو!
صفحهٔ ۱ از ۲