خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۱۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر سر ره نشسته ام، قاصد کوی یار کو؟!دیده سفید کرده ام، گردی از آن دیار کو؟!
۲
غیر ببزم آن پسر، محرم و من برون در؛گر نکند دعا اثر، بازی روزگار کو؟!
۳
روز جزا، فرشته یی، کز بد و نیک پرسدمگریه کنان بدامنش، دست زنم که یار کو؟!
۴
از پی قتل دوستان، تیغ کشد چو از میان؛گر نشوم ز پی روان، طاقت انتظار کو؟!
صفحهٔ ۱ از ۲