شعر را زندگی کن
خلوتی با آذر بیگدلی

شمارهٔ ۱۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فغان که عمر سرآمد در انتظار کسیکه همچو عمر، دمی بیش نیست یار کسی
۲
وفا بوعده گر این است امید گاهان راکسی مباد بعالم امیدوار کسی
۳
در آن دیار شدم خاک ره، که ننشیندبدامن کسی از رهروان، غبار کسی
۴
بر آن شدم که کنم منع دل ز عشق بتانولی بدست کسی نیست اختیار کسی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth