شعر را زندگی کن
خلوتی با آذر بیگدلی

شمارهٔ ۱۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به گاه رقص، چون در انجمن می در قدح ریزیبه سر غلتم، چو بنشینی، ز پا افتم چو برخیزی
۲
کنم اظهار رنجوری، بهر کس میرسم؛ شایدنگیرد دامنت کس، گر تو روزی خون من ریزی
۳
تو وقتی حال من دانی، که چون من بر سر راهیبامیدی نشینی صبح و شب نومید برخیزی
۴
شنیدم، رحم بر اغیار آوردی، از آن ترسمکه چون بینی مرا، از کشتن منهم بپرهیزی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth