خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۲۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کنی تا چند آزارم که زاریهای من بینی؟!به یاری کوش چون یاران، که یاریهای من بینی!
۲
سپردم دل، چو روز اولم دیدی، سرت گردم؛بیا تا روز آخر جانسپاریهای من بینی
۳
تو کز شوخی قرارت نیست بر مرکب، تماشا کنکه چون گرد از قفایت بیقراریهای من بینی!
۴
نخستت بیوفا گفتند و، نشنیدم ز کس، اکنونبیا کز طعن مردم، شرمساریهای من بینی
صفحهٔ ۱ از ۲