خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۲۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیران بی گنه را، کشتی گر از نگاهی؛جرمی نداری آری، طفلی و بیگناهی
۲
هر جا نسیمی آید، کز وی دلم گشاید؛خوشدل شوم که شاید، پیکی رسد زراهی
۳
رحمی، وگرنه ترسم از سوز دل چو شمعم؛ریزد ز دیده اشکی، خیزد ز سینه آهی
۴
ای آنکه با رقیبان، همصحبتی دمادمدردم بجو زمانی، حالم بپرس گاهی
صفحهٔ ۱ از ۲