خلوتی با عطار
داستان همای
داستان همای
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیش جمع آمد همای سایهبخشخسروان را ظلّ او سرمایهبخش
۲
زان همای بس همایون آمد اوکز همه در همت افزون آمد او
۳
گفت؛ ای پرّندگان بحر و بر!من نیَم مرغی چو مرغان دگر
۴
همت عالیم در کار آمدستعزلت از خلقم پدیدار آمدست
صفحهٔ ۱ از ۵