شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

حکایت مسعود و کودک ماهیگیر

عذر آوردن مرغان

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفت روزی شاه مسعود از قضااوفتاده بود از لشگر جدا
۲
باد تگ می‌راند تنها بی‌یکیدید بر دریا نشسته کودکی
۳
در بن دریا فکنده بود شستشه سلامش کرد و در پیشش نشست
۴
کودکی اندوهگین بنشسته بودهم دلش آغشته هم جان خسته بود
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth