شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

حکایت دیوانه‌ای که از مگس و کیک در عذاب بود

عذر آوردن مرغان

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بود در کنجی یکی دیوانه خوارپیش او شد آن عزیز نامدار
۲
گفت می‌بینم ترا اهلیتیهست در اهلیتت جمعیتی
۳
گفت کی جمعیتی یابم ز کسچون خلاصم نیست از کیک و مگس
۴
جملهٔ روزم مگس دارد عذابجملهٔ شب نایدم از کیک خواب
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth