خلوتی با عطار
حکایت مرد توبه شکن
عذر آوردن مرغان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کرده بود آن مرد بسیاری گناهتوبه کرد از شرم، بازآمد به راه
۲
بار دیگر نفس چون قوت گرفتتوبه بشکست و پی شهوت گرفت
۳
مدتی دیگر ز راه افتاده بوددر همه نوعی گناه افتاده بود
۴
بعد از آن دردی درآمد در دلشوز خجالت کار شد بس مشکلش
صفحهٔ ۱ از ۴