خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۲۶ - حکایت
حکایات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکی روز رفتم بباغی ز کاخکه گل رخت بر بسته بودش ز شاخ
۲
دلم سوخت بر بلبل تیره بختکه نالیدی از هجر گل بر درخت
۳
ندیدی چو روی گل اندر میانپریدن همی خواستی ز آشیان
۴
بآن بینوا گفتم: اینک هنوزنرفته است از رفتن گل دو روز
صفحهٔ ۱ از ۶