خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۲۸ - حکایت
حکایات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکی روز شهزاده یی نوجوانشکار افگنان شد بصحرا روان
۲
بناگه غزال فریبنده ییبفتراک شهزاده از پی سمند
۳
بسرعت همی در نوردید راهدر آن راه کافتاد دور از سپاه
۴
بباغی چو فردوس راهش فتادبدهقان پیری نگاهش فتاد
صفحهٔ ۱ از ۱۴