خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۵۴ - حکایت
حکایات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شنیدم که مولای مردان علینبی را وصی و خدا را ولی
۲
ز مسجد یکی روز چون بازگشتبقصابی از دوستان برگذشت
۳
به او گفت قصاب کای قسورهبکشتم یکی نغز فربه بره
۴
بفرما از آن رطلی آرم تو راکه از جان فزون دوست دارم تو را
صفحهٔ ۱ از ۳